یادداشت های یک کرم

این جا می تونید یادداشت های یک کرم کامپیوتر را بخوانید

رمزنگاری ابداعی من و فاروق

دوره راهنمایی من یه مجله بهم رسیده بود در مورد رمزنگاری و رمز هایی که تا به حال شکسته نشدن. تو اون مجله در مورد روش ویجنر هم نوشته بود. رو همون فاز من یک روش رمز نگاری ابداع کردم به نام CNNR و ازش برای نامه نگاری سر کلاس استفاده می کردیم. نیاز نبود تا خیلی رمز نگاری پیچیده ای باشه. فقط همین که کسی نمیدونست چطور رمز میزنیم و نمی تونست بخونه کافی بود. دلیلش هم این بود که ما (من و فاروق) اون موقع ها با هم دوست بودیم ولی از هم فاصله داشتیم (دلیلش هم وجود ناظمی بود که معتقد بود دوست ها نباید کنار هم بشینن). مجبور بودیم نامه نگاری کنیم ولی یک عده فضول نامه رو وسط راه می خوندن. تنها مشکل رمزمون این بود که هیچ کلیدی نداشت و فقط یک رمز جایگزینی ساده بود.

۱۲ بهمن ۹۹ ، ۱۰:۰۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
BSimjoo

یادش بخیر...

یادش بخیر اون موقع ها که تازه وبلاگ pcworms رو زده بودیم انقدر مطالب زیاد میشد که اگه همه رو منتشر می کردیم به مطالب ظلم میشد و بازدیدشون میومد پایین. برای همین یه برنامه زمانی داشتیم (و داریم) و اکثر اوقات یه هفت هشت تایی مطلب انتشار در آینده داشتیم. العان دیگه یکم وقتمون کم تر شده و تعدادشون حداکثر به دو یا سه تا میرسه!

۱۱ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
BSimjoo

من عاشق آهنگم

تا به حال شده حس کنید که یه آهنگ ملایم تمام عضلاتتون رو از انقباظ خارج کنه و آرومتون کنه. من با آهنگ Bad liar از Imagine Dragine و همچنین با اکثر آهنگ های خواننده مورد علاقه ام Halsey مثل Without me همین حس رو دارم. اگه شما هم این حس رو تجربه کردین پایین این مطلب رای موافق بدین و اگر دوست داشتین آهنگ مورد علاقه تون رو بگید.(منم دوست دارم آهنگ مورد علاقه تون رو بشنوم!)

۰۹ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۴۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
BSimjoo

من برگشتم

یه مدت بود که درگیر درس و دانشگاه بودم و وبلاگ دیگه ام یعنی pcworms کم کار شده بود پس ترجیح میدادم که اگه فرستی برای وبلاگ نویسی دارم برای اون بذارم. ولی به هر حال العان تو تعطیلات میان ترم هستم و کمی فرصت دارم اگه مطلب جالبی داشتم پست می کنم.

۰۹ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
BSimjoo

یک اشتباه در ایام جاهلیت!

در ایام طفولیت، در دورانی که یک ماه از اولین مواجه ام با کامپیوتر می گذشت رفتم و یک بازی برای سیستمم خریدم (البته با کلی مشورت با جایی که سیستم رو بسته بود). قرار بود بازی رو به یکی از دوستام قرض بدم. بازی رو نصب کردم و کمی بازی کردم. می خواستم مطمعن بشم که بازی روی سیستم دوستم هم عین همون طوری که من نصب کردم نصب میشه یا نه، به همین دلیل سی دی رو دوباره باز کردم و دیدم اینبار به جای گزینه ی Install زده Uninstall اون موقع فرق این دوتا رو نمی فهمیدم. اصلا نمی دونستم معنیشون چیه. این یک پدیده ی جدید برای من بود!!!

زدم رو Uninstall کارش که تموم شد برنامه بسته شد و دوباره که بازش کردم دیدم دوباره نوشته Install. گفتم همینه باید بزنم Uninstall تا برای دوستم گزینه ی Install بیاد و عین همون چیزی بشه که دفعه ی اول نصب کردم؛ اما خبر نداشتم که خودم بازی رو حذف کردم!!!!

بچه بودم دیگه! هیچی از کامپیوتر نمی فهمیدم اون موقع! تاکید کنم که این موقع دوره ی اینترنت Dial-up بود و گوشی های لمسی یک پدیده بوند و هنوز اندروید به اون شکلی که ما العان می شناسیم وجود خارجی نداشت!

۱۷ خرداد ۹۹ ، ۱۲:۴۶ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
BSimjoo

به کرونا اعتقادی ندارم!

تو صدا و سیما چند باری دیدم که از طرف می پرسن چرا ماسک و دستکش نزدید؟ گفته اعتقادی ندارم!

آخه به چی اعتقاد نداری؟! به این که اگه خدایی نکرده مبتلا بشی زنجیره ی انتقال رو ادامه دادی! به این که ممکنه این اعتقاد نداشتن به قیمت جونت تموم بشه!

یعنی جداً دستگاه عقیدتی سیاسی نظام هم باید بیاد رو اعتقاد به کرونا کار کنه! نکنه این کرونا یه پیامبر بوده و با کتاب مقدس باید از مردم بخواد بهش معتقد بشن؟!

نه اینطوری نمیشه من باید این طرف رو پیدا کنم ببینم دقیقا به چی اعتقاد نداره، دیگه نگفت یکم موضوع رو باز کنه که مشکل چیه ما انقدر سر در گم نشیم!

۱۴ خرداد ۹۹ ، ۲۱:۰۳ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
BSimjoo

مشکلات ما از افکار ما!

اغلب مشکلات از افکار ما هستند؛ برای مثال ترس از تارکی تنها بخاطر افکار ما از تاریکی هستند! ترس از آمپول فقط به خاطر دردی است که تصورش می کنیم و در ذهن پروشش می دهیم؛ در صورتی که می توانند خیلی برایمان مفید باشد! انتخاب ها و فرصت های ما هم همین طور هستند؛ فرصت هایی که تنها به خاطر دیوار ها و موانع خیالی انتخابشان نمی کنیم. به ترس هایتان فکر کنید همگی تنها زاده ذهن شماست. اگر بتوانید افکارتان را مدیریت کنید تا بر شما غلبه نکنند پیروز خواهید شد.

۲۳ آذر ۹۸ ، ۱۳:۰۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
BSimjoo

کمک کردن و هل دادن ماشین خوبه ولی نه وقتی که لب دره هست!!

برای کمک کردن به یک نفر اول باید شرایط رو سنجید!!

۱۶ آذر ۹۸ ، ۱۳:۰۰ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
BSimjoo

زندگی یک گیک!


۰۱ مرداد ۹۸ ، ۲۲:۳۸ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
BSimjoo

خواهی نشوی هم رنگ رسوای جماعت شو!


من همیشه با جمله ی خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو مخالف بودم تا این که جمله ی خودم رو پیدا کردم.

همیشه مخفی شدن در پوشش جمع مفید نیست. اگر عقایدمان را مطرح نکنیم و از رسوایی ها بترسیم دیگر زنده نخواهیم بود! یعنی زنده بودن یا نبودن فرقی ندارد. ما در این جهان هستیم تا چیزی را در جایی تغییر دهیم. نه این که با هم رنگ شدن با محیط اطراف، استتار شویم، تا مبادا آب از آبی تکان نخورد!

دیوانه ای به عاقلی می گفت: اگر ما دیوانگان از شما عاقلان بیشتر بودیم، آنگاه شما دیوانه و ما عاقل خطاب می شدیم!

۰۹ تیر ۹۸ ، ۱۸:۵۲ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
BSimjoo